الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

215

الغدير ( فارسى )

- پارسا ، پرهيزگار و پاك ، باايمان ، شجاع و بىباك . - حجت بر خلق ، فرمانرواى پاك‌سيرت ، پاك‌نهاد بادرايت . - دو پرتو فروزان در عالم اشباح ( ذر ) و چونان كه رسول فرمود : دو گوشوارهء عرش . - دو سيب خوشبو بر دست احمد ، و دو نسل گهربار براى على و فاطمه . - درود خدا بر روح پاكشان و سيراب باد تربتشان در پاييز و بهار . تا آنجا كه گويد : - ابن حماد را عملى شايستهء درگاه نباشد ، جز اينكه به دامن « ميم و عين » چنگ زده باشد . - « ميم » يعنى منتهاى آرزويم محمد و « عين » يعنى على كه نور چشم است . - درود خداى بر ايشان باد ، مادام كه خورشيد بدمد و سپس راه غروب گيرد . « 1 » و قصيده‌اى دارد در سوك سيد الشهداء ، سبط پيامبر كه ضمنا از حديث غدير ياد مىكند : - سلام بر آن بارگاهى كه در كربلا مىدرخشد و گنج پارسايى و جهان دانش را در خود نهفته است . - محفل ماتم به پا كن و سيلاب اشك فروريز ! - تربت پاكش با سوز دل ببوس و گونه‌ها بر خاك درش نه . - بگو : اى آرامگاه قدس كه پيكر سرورم در بر تو است ، سيراب باشى سيراب . - بناز بر تربت دگران كه سزاوار هرگونه افتخار و نازى . - گل بوستان پيامبر در تو آرام گرفته است ، آن كه در قلب و ديدهء مصطفى جاى داشت . - كوه وقار و درياى دانش در تو جا ساخته ، آرى سرفرازى و باليدن سزاوار تست . - پيكرى در تو نهان است كه با فروافتادنش اركان دين فروريخت ، با آنكه استوار بود . - آن كه جبرئيلش با سرود شادى گهواره‌جنبان بود و ميكائيل با تحفه و ارمغان به درگاه . - آن كه فطرس ملك به آستان همايون پناه جست و به آسمان نيلگون پر كشيد . - آن روز كه سپاه پسر هند به سويش شتافت تا كينهء دل بازجويد .

--> ( 1 ) . اين قصيده 57 بيت است كه چهل و چهار بيت آن مذكور شد .